این چیزایی که میخوام بگم صرفاً فقط تجربه خودمه دوست داشتم اونایی که سن کمی دارن رو یجورایی نصیحت کنم و البته اصلآ برام مهم نیست که میخوان اقدام کنن درمان بشن یا اقدام نکنن یا قرص بخورن یا مشاوره برن یا نه
برای من فرقی نداره
اضطراب و افسردگی توی ژن همه ی انسان ها هست یکی کمتر یکی بیشتر
من که الان دارم میرسم به سن چهل سالگی توی همه ی این سالها شدیداً درگیر بیماری های خلقی بودم چندین جا دکتر رفتم کسایی که به اصطلاح متخصص هستن و مشاور هایی که مثلا قراره راه درست رو نشون بیمار بدن
ولی نتیجه این دوره و درمان چی هست؟
خلاصه بگم نتیجه ای نداره
تو میتونی بری بشینی جلوی مشاور یه سری خزعبلات برات بچینه و بگه اینجوری برو جلو تا بتونی بهتر بشی ولی بلخره بعد از چند وقت میفهمی برای اون مشاور فقط پول مهمه و میدونه بیمار جلوش قرار نیست خوب بشه فقط یجوری دور میچرخونت تا بتونی دووم بیاری و به نقطه آخر نرسی
و اما روانپزشک : بدترین کاری که میتونی بکنی اینه بری پیش روانپزشک البته بعضی وقتا راه دیگه ای وجود نداره باید مراجعه کنی یه سری قرص مسکن اعصاب میده که سریع عمل میکنه تا مثل سنگ بشی یه سری قرص دیگه هم بهت میده که طول میکشه اثر کنه تقریباً باید تا آخر عمر مصرف کنی تا بتونی وضع رو تحمل کنی و اگر قطع کنی از قبل هم بدتر میشی
ولی واقعیت این هستش که مشاوره و حرف و قرص قرار نیست تو رو خوب کنه فقط مغزت رو گول میزنه
بعد از یه مدت تو میشی یه نفر دیگه خودتم متوجه نمیشی تغییر کردی
قرص هایی که مصرف میکنی عواض داره عواض جسمی یا چاق میشی یا لاغر عوارض پوستی عوارض گوارشی عوارض جنسی داره ممکنه تا آخر عمر عوارض رفع نشه و مات و مبهوت بدون راه برگشت بمونی
درکل بیماری های اضطرابی و افسردگی درمان نداره شما تنها راهی که داری اینه که تحمل کنی جلوی شدت اون رو بگیری از کسایی که برات عذاب آورن دوری کنی محیط سمی رو رها کنی
و این رو یادت باشه که وضعیت تو توی هر شرایطی که هستی دست خودت نیست و یه روزی این وضع عوض میشه
بازم میگم این ها رو گفتم فقط به عنوان تجربم
متخصص نیستم ولی خودم موش آزمایشگاهی بودم و فقط تجربه کردم
تصمیم هرکسی با خودشه.
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان