423 - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 22:10
تا اون روزی که ریه هام خالی بشه عقده ی اینو دارم که نتونستم دوست داشته بشم.
424 - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 22:10
از قحطی اومده بود و از ته چاه اومده بودم درگیر شدیم ولی برای آشتی هنوز وقت بودهنوز دیر نشده بود دست به دست دعا کردیم تا زندگی بهتری داشته باشیم چون خدا بی خیال روان ما نمیشدچون غمگین بودیم و هستیم ...
425 - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 22:10
آخرین لحظات دومین ماه سرد انگشت به دهان چشم در چشم مقابل اینه ای خاکی منی بیهوده به من زل زده و همچنان انتظار معجزه ...
389 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
(دو دقیقه دیگه اونجام) اصن بدبختی کل دنیا توی همین دروغ خلاصه شده.
390 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
وضعیت زندگی آدما چهار دسته داره ۱ : اونایی که تلاش میکنن ولی کسی کمکشون نمیکنه ۲ : اونایی که تلاش نمیکنن و کسی کمکشون میکنه ۳ : اونایی که هم تلاش میکنن هم کسی کمکشون میکنه ۴: اونایی که نه تلاش میکنن نه کسی کمکشون میکنه.
391 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
روزمرگی من اینجوری خلاصه شده که صبح با حالت پنیک میپرم از خواب بیدار میشم تا شب استرس دارم بعد شب میشه انقدر دپرس میشم خوابم میبره.
392 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
قبلن حرف زیاد داشتم برای گفتن الان همه میخوان حرف بزنن دیگه حتی وقت فکر کردن ندارم فقط انجام میدم نمیدونم چیکار میکنم مثل اون پلاستیکه توی اهنگ کیتی پری از شدت احساسات مسخره هرلحظه در حالت جون کندن.
393 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
زندگی رو لجن گرفته یا لجن زندگی رو گرفته مساله این است.
394 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
سطح فرهنگ و شعور مردم یک کشور نوع حکومت رو معلوم میکنه پس توقع بی جا نداشته باشید. * هر کاری کنی یه آدم توی یه متر جا نمیشه.
395 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
همینطور که توجه میکردم دیدم بدبختی یه جوری همگانی شده طوری که مثلن از بدبختی مریض بشی بری درمانگاه و یه دکتر بدبخت تر از خودت برات کلی بدبختی تجویز کنه و پرستارش بدبختی ها رو با سرنگ فرو کنه تو باسنت و با همون حالت خماری از بدبختی که داری پیاده از درمانگاه بیای و توی خیابون بلخره بدبختی از رگ های با...
396 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
صبح که بلند میشی هوا طوری شده انگار تابستونه میری بیرون رکب میخوری میبینی زمستونه منم دقیقن همینجوری ظاهرم با باطنم فرق داره.
397 - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:07
بعضی وقتا یه چیزای با ارزشی رو بدست میاری که به دردت نمیخوره چون محدودی حس زندانی بودن توی دنیای بزرگ خیلی سخته اینکه هیچوقت چیزی که هستی رو نمیتونی تغییر بدی حقیقت تلخه و تغییر غیرممکن حقیقت همیشه ادم رو شکست میده .
379 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
وسط برزخ و تکرار ،تکرار موندن توی این دنیا رو نمیتونم دقیقن به چیزی تشبیه کنم شبیه زندانی بودنه شبیه انتظار کشیدن توی زمان بیماریه مثل معلق بودن توی فضای خلع میمونه... * صدای پا میاد ولی کسی نیست.
380 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
میخوام همه رو خفه کنم در عین حال میخوام به همه کمک کنم دنیای اطرافم داره منقبض میشه هر لحظه اطرافم تاریک تر میشه هرکاری میکنم هیچی نمیشه هر لحظه انگار دروغه انگار واقعی نیست ...
381 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
هیچ صدایی غمگین تر از صدای بارون وجود نداره مخصوصن وقتی ساعت از یک شب گذشته باشه خسته باشی توی تاریکی توی تخت هیچ صدایی بجز صدای ضربه های بارون نیاد... آروم آروم خوابت ببره...
382 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
یه تکرار مکرر عذاب آوری شده زندگی هر روزم نمیگنجه که بگم همه چیز بی معنیه برام به جواب سوالام نمیرسم دیگه فحش بهم بدن بزنن لهم کنن با تعریف و تمجید ازم فرقی نداره هرچی بشه فرقی نداره از این میترسیدم که تبدیل بشم به یه پیر مرد تنها توی یه خونه کوچیک ترسناک که بچه ها با سنگ میزنن بهش و فرار میکنن دارم...
383 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
آدمای اطرافم دلشون فقط بحال سگ و گربه میسوزه حالم بهم خورد از بی ارزش بودن خودم انگار اصلن وجود ندارم بدبختیام انگار نامرعیه |:
384 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
یه عده ترسو فقط توی دنیای مجازی بلدن فحش بدن بدبخت اگر راست میگی از گوشی بیا بیرون حرف بزن D: وقتی برقا بره فکر کنم از پلنگ تبدیل به پشه میشن حالا من کاری ندارم ولی چه فایده ای داره فحش دادن؟ |: * حوصله ندارم احساسم ندارم عین ماهی قرمز فقط توی اتاق میچرخم. * هر چقدر اذیت بشم همونقدر انتقام میگیرم از...
385 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
روی کره زمین فقط من واقعیم |: فقط خودم تنها بقیه اون هفت میلیارد آدم وجود ندارن فیک اکانتن ...
386 - تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:59
همیشه میرم ولی یه روزی میرسه که انقدر خفه میشم تا اینکه میام اینجا تا داد بزنم یه حالت هوملس دارم همش برگشت میخورم اینوری میرم ولی باز برگشت میخورم چی میشه کی میاد کی میره رو نمیگم ولی مطمئنم باز میام اینجا این افکار جمع شده توم رو اینجا خالی میکنم.